السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

274

تفسير الميزان ( فارسي )

خودت فرزندى به من عطا فرما » دلالت دارد بر اينكه يافتن رزق نامبرده در نزد مريم را كرامتى الهى و خارق العاده تشخيص داده و در نتيجه به طمع افتاده كه او هم از خداى تعالى بخواهد فرزندى طيب روزيش كند . پس معلوم مىشود رزق نامبرده رزقى بوده است كه بر كرامت خدايى نسبت به مريم دلالت مىكرده ، كه جمله : « يا مريم . . . » هم به بيانى كه خواهد آمد بر اين معنا اشعار دارد . در اين آيه با اينكه مىتوانست بفرمايد : * ( « وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا . . . » ) * با نياوردن لفظ « واو » جمله را از وسط پاره كرد ، خواست تا بفهماند كه زكريا همه اين حرفها را يكباره به مريم گفت ، و او هم پاسخى داد كه وى را قانع ساخت ، و يقين كرد كه اين طعامها كرامتى است از خدا نسبت به مريم ، در اينجا بود كه او نيز كرامت الهى را طمع كرده ، از حضرتش درخواست فرزندى طيب كرد . * ( « هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّه قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً . . . » ) * طيب هر چيز ، آن فردى است كه براى چيز ديگر سازگار و در برآمدن حاجت آن دخيل و مؤثر باشد ، مثلا شهر طيب آن شهرى است كه براى زندگى اهلش سازگار ، و داراى آب و هوايى ملايم ، و رزقى پاكيزه باشد ، و كار و كسب و ساير خواسته ها براى اهلش هم فراهم باشد كه خداى تعالى در باره چنين شهرى مىفرمايد : « وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُه بِإِذْنِ رَبِّه » « 1 » . همچنين عيش طيب ، و حيات طيب ، آن عيش و حياتى است كه ابعاض و شؤون مختلفش با هم سازگار باشد ، بطورى كه دل صاحب آن عيش به زندگى گرم و بدون نگرانى باشد ، و يكى از مشتقات كلمه « طيب » بر وزن سيب است كه به معناى عطر پاكيزه است ، پس ذريه طيبه آن فرزند صالحى است كه مثلا صفات و افعالش با آرزويى كه پدرش از يك فرزند داشت مطابق باشد . پس انگيزه زكريا از اينكه گفت : * ( « رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً » ) * اين بود كه در اين درخواست كرامتى بود كه از خداى تعالى در باره خصوص مريم مشاهده كرد ، كرامتى كه دلش را از اميد پر كرده و اختيار را از دستش ربود و وادارش ساخت كه چنين درخواست عظيم و كرامت مهمى را بكند ، لذا بايد گفت : منظورش از ذريه طيبه فرزندى بوده كه نزد خدا كرامتى شبيه به كرامت مريم و شخصيتى چون او داشته باشد ، و به همين جهت است كه خداى تعالى عين همين درخواست را در باره اش مستجاب نمود ، يحيى ( ع ) را به او داد كه

--> ( 1 ) شهر پاكيزه روييدنيهايش به اذن پروردگارش مىرويد ( سوره اعراف آيه 58 ) .